پیاده روی از میدان راه آهن تا تجریش

پیاده روی در طول خیابان ولیعصر

همیشه وقتی از هدف‌ گذاری حرف می زنیم ، یک سری آرزوهای بزرگ و دست‌نیافتنی رو فهرست می کنیم. عموما هم این آرزوها یا رسیدن به پول زیاد هست یا با پول زیاد ممکن میشه.

انگار هرچی برای رسیدن به هدفی هزینه بیشتری پرداخت کنیم ، هدف بهتری است و قدر اش رو بیشتر می دونیم.  کی می دونه واقعا لذت خوردن گزبستنی هزار تومنی میهن بیشتره یا پیش غذا Caviar Baeri et ses blinis یک میلیون تومانی رستوران ماکسیم پاریس.

البته اشتباه نشه . من نمیخوام به تقدیس فقر بپردازم و بگم به داشته های کم مون قناعت کنیم و اونهایی که پول دارن، مشکل هم زیاد دارن. نه اتفاقا من اعتقاد دارم قروت داشتن و ثروت آفریدن  کار مقدسیه و به جز عده ای که با رانت و خلاف به ثروت رسیدند باید بقیه رو تقدیس کنیم .

اما حرف من اینه که میشه از یک طرف به دنبال خلق ثروت بود و از طرف دیگه از داشته های امروز لذت برد. منصفانه نگاه کنیم همه لذت های زندگی پولی نیست و میشه یک سری آرزوهای های کوچک شخصی تعریف کرد و تیک زد. آرزوهای کوچکی که تا مدت‌ها می تونه دلگرم مون کنه.

من و دوستانم احسان و آرمان علی آبادی پیاده روی از میدان راه آهن تا میدان تجریش رو انتخاب کردیم و زحمت ساخت ویدئو رو دوستانم در استدیو شخصی شون رساترین انجام دادند.

راستی آرزوهای کوچیک شما چیه؟

8 دیدگاه برای “پیاده روی از میدان راه آهن تا تجریش”

  1. سلام
    هرچند اين آرزوي كوچيكي نيست…
    اما من دوست داشتم معلم مي شدم…
    در شهرها و روستاهاي داخل و خارج تئاتر اجرا كنم…
    فيلم كوتاه و مستند بسازم…
    دوست داشتم شاگرد بهرام بيضايي و ناصر تقوايي مي بودم…
    دوست داشتم گردهمايي متمم حضور داشتم و راجع به گفت و گو، سيستم آموزشي، اقتصاد و خلاقيت صحبت ميكردم…
    دوست داشتم يه تيم ايده پرداز در همه زمينه ها از همه دنيا دور هم جمع ميكردم…
    دوست داشتم سر كلاسهاي اقتصادي زنده ياد دكتر عظيمي و دكتر مومني مي نشستم…
    دوست داشتم كنار محمدرضا شعبانعلي مينشستم و او برايم صحبت ميكرد…
    دوست داشتم ….

  2. سلام و تبریک فراوان بابت تاسیس وبلاگ، خیلی خوشحالم ازین به بعد بیشتر شما رو می بینیم. خبر میدادی ما هم در این هدف شما شریک می شدیم .آرزوی کوچک من: پیاده روی کاملا پاییزی لای برگها و رنگارنگی پاییز با کمی نم باران شاید.

    1. ممنونم. اوائل آبان در استان گلستان و جنگل های هیرکانی اردبیل فکر کنم اینجوری باشه . من که خیلی تعریف شنیدم
      راستی هدیه ارزشمند ات رو هنوز دارم و گاهی میرم بهش نگاه می کنم و انرژی می گیرم.

  3. سلام
    سربرگ وبلاگت كار است
    براي بي كاران چه حرفها، برنامه ها و اقداماتي مي تواني انجام دهي؟

    1. سلام . راستش به عنوان توصیه یا کمک که باید آدم بزرگی باشی تا حرف حساب بزنی. من در اون جایگاه نیستم . اما چشم به عنوان یک دوست و با عنوان “اگر بیکار بودم” چند خطی می نویسم . امیدوارم مفید باشه

  4. آرزوی من اینه یه روز صبح جمعه، صبح خیلی زود که مطمئنم تا بیدار شدن شهر خیلی وقت دارم، کوچه های وو خیابوم های تهران رو قدم بزنم و تصور کنم پنجاه سال پیشه…
    لاله زار، سی تیر،نوفل لوشاتو،تئاترشهر،جمهوری و…. تمام محله های قدیمی که رنگ و بوی تاریخ دارن….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *