تجربه یک ماه خبر نخواندن

امشب دقیقا یک ماه است که خبر نمی خوانم.

شاید برای شما این یک تصمیم ساده و پیش‌پاافتاده باشد. اما برای من(که از ۹ سالگی خبر خواندن پراکنده و از ۱۲ سالگی خبرخوانی مستمر را شروع کردم) این یک تجربه سخت و منحصر به فرد است.از آنجا که من فرزند کوچک خانواده بودم و عموما در جمع فامیل هم کوچک ترین عضو جمع بودم، برای آنکه من هم حرفی برای گفتن داشته باشم روزنامه می خواندم . به خوبی به یاد دارم که وقتی از عدم کنترلبازار ارز توسط دولت و سودجویی دلالان بازار ارز در چهارراه استانبول حرف می زدم، چشم حضار برق می زد و من مانند شعبده بازی که خرگوشی از کلاه اش بیرون می کشد، مشغول ارائه تردستی های خبری در جمع بودم. در حالی که تا همین ۵-۶سال قبل نمی دانستم چهار راه استانبول کجاست و نظام پولی و بانکی چی هست.(دومی را هنوز هم به درستی نمی فهمم وگرنه امروز اینجا نبودم)

بعد ها حضور مستمر روزانه در  یک واگن و ردیف صندلی مترو و همراه شدن با جمعی از همسفران بزرگسال(جمعی ۶ نفره که از کارگر ساده تا استاد دانشگاه در میان آن بود) در مسیر مترو تهران – کرج بهانه ای شد تا ضرورت خواندن خبر و ایجاد کردن زمینه صحبت با آنها ادامه پیدا کند. من هر روز از دستگاه فروش خودکار روزنامه همشهری در ایستگاه مترو روزنامه می خریدم. این را هم یادم هست که احساس می کردم همگام با فناوری روز و آگاه نسبت به مسائل روز هستم و این موضوع لذت خبرخوانی را دوچندان می کرد. فرقی نمی کرد که اخبار ورزشی یا سیاسی است و یا مقالات روزنامه در آن روز اقتصادی یا هنری است. هرچه بود می خواندم و به جدول روزنامه(که خود نیازمند دانش تخصصی واژگان جدولی بود) هم رحم نمی کردم. حتی گاهی به خواندن روزنامه همشهری هم قناعت نمی کردم و صفحه اول روزنامه های چاپ شده هر روز را در دکه مطبوعات نزدیک دبیرستان موشکافانه می خواندم.

در سال دوم دبیرستان بعد از آنکه از شوک یک حادثه (به قول دوستان PTSD) خارج شدم، خواندن اخبار حوادث را ترک کردم و تا امروز تعداد اخباری که در مورد حواث خواندم(از میان ده ها هزار خبر) از انگشتان دو دست فراتر نمی رود.

وارد دانشگاه که شدم با پدیده ای به نام سایت های خبری آشنا شدم که آن را موهبت فناوری می دانستم. چرا که با بهای ناچیزی امکان دسترسی به اخبار منتشره توسط همه طیف های سیاسی داخلی و خارجی را داشتم. حالا می توانستم هر خبر را در ۳ نوع رسانه کاملا موافق، زاویه دار و  مخالف دنبال کنم. حالا علاوه بر احساس همگام بودن با فناوری و آگاهی نسبت به مسائل روز، توهم دانایی نیز به سراغم آمده بود و تحلیل های کارشناسی!! (بخوانید آب‌دوغ‌خیاری) هم در هر حوزه ای به آن افزوده شده بود. به قولی از وقایع ۸۸ تا موسیقی یان تیرسن را در ۱۰ دقیقه تحلیل می کردم.

حالا شما مشاهده اخبار ۲۰.۳۰ و ۲۱ و ۲۲ صداوسیما را هم که به‌آن اضافه کنید و ببینید چقدر خبر نقش پررنگی در زندگی من داشته است.

اگر بخواهم سرتان را درد نیاورده و حرفم را خلاصه کنم  باید عرض کنم بنده با تلف کردن هزاران ساعت از عمر گرانمایه برای دنبال کردن اخبار مصرفی و عموما زرد، امروز دقیقا ۳۰ روز است که خبر نخوانده ام و بوک مارک هایی که از سایت های خبری(عصرایران، کیهان، بی بی سی و خراسان) داشتم را هم پاک کرده ام. ترک کردن عادتی به این قدمت و این یکی از فعالیت های انرژی‌بر این یک ماه بود و حقیقتا بارها وسوسه شدم ترک را بشکنم اما خوشبختانه موفق شدم یک ماه را کاملا از فضای اخبار فاصله بگیرم.

در این یک ماه هم کمابیش اخبار مهم( مانند همه پرسی کردستان، حذف پرسپولیس از جام باشگاه های آسیا، سقوط تله‌کابین رامسر ،حادثه لاس وگاس و بازی نهنگ آبی) را از زبان دیگران می شنیدم و نیازی نبود که وقت خودم را برای دریافت آنها تلف کنم. من این زمان را مشخصا برای یادگیری در بیشتر در متمم صرف کردم و از آن احساس رضایت می کنم. فکر می کنم دستاورد کل این ۱ ماه خبرنخواندن و یادگیری آنلاین اگر فهمیدن و بکار بردن همین یک جمله باشد، برای من دستاورد بسیار ارزشمندی است.

Interruption_marketing_motamem

با توجه به درد شدید یک ماه خبرنخوانی برای من، از امروز تصمیم گرفتم دوباره خبر بخوانم . این بار فقط هفته ای یک بار و آن هم حداکثر ۲۰ دقیقه وقت برای خواندن اخبار هفته قبل وقت صرف می کنم. فکر می کنم حداکثر یک هفته تاخیر برای فردی مانند من که مسئولیت سیاسی بر عهده ندارد زمان مناسبی است.

3 دیدگاه برای “تجربه یک ماه خبر نخواندن”

  1. بسیار عالی؛
    تغییر عادات همیشه کاری سخت و نیازمند به پشتکاره.
    پیشنهاد می‌کنم (اگر نخوندید) کتاب قدرت عادت از چارلز داهیگ رو حتماً یه مطالعه بکنید.
    اما به طور خلاصه، عادت متشکل از یک چرخۀ عادته که با سر نخ (شاید بهتر باشه از Trigger استفاده کنیم) شروع شده و با انجام یک عمل (Action) در نهایت به پاداش (Award) منتهی میشه. کلیت صحبت اینه که ما نمیتونیم عاداتمون رو به طور کامل حذف کنیم، بلکه فقط باید یادبگیریم و سعی کنیم عملی که منتهی به پاداش میشه رو تغییر بدیم!
    دقیقاً کاری که شما شروع کردی رو میشه یه روش خیلی خوب برای تغییر عادت دونست! پاداش احساس لذت از دانستن مطالب جدید که میشه با بازگویی اونها حس خوب دانایی و بالاتر بودن از همنشین ها رو بدست آورد، حس و پاداشی که با خوندن متمم (یا هر مطلب جذاب علمی دیگه ای) هم بدست میاد!
    موفق باشی مهندس

    1. راستش از بس دوستان توصیه کردند خریدم اما هنوز نخوندم اش. کلا ما هنوز در دوران طفولیت نسل بشر هستیم و با همین مشوق های کودکانه می تونیم عادت های خوب رو جایگزین عادت های نامناسب مون کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *