یک تجربه: تلاش پیش زمینه موفقیت است

هر چقدر تلاش کنی آش می خوریمدتی است از دوستان دور و نزدیک ام می شنوم تلاش کردن الزاما و عموما به موفقیت ختم نمی شود!!

در این رویکرد هم عموما نقش محیط را  از من پر رنگ تر می بینند و اعتقاد دارند در بسیاری از اوقات تلاش ما مانند دویدن بر روی تردمیل بوده و فقط مانع پس رفت ما بوده و کمکی به پیش روی ما در مسیر زندگی نمی کند. آنها می گویند ساده انگاری است اگر فکر کنیم دنیا محیط عادلانه ای برای رشد و پیشرفت ما است و بهتر است گول واعظان موفقیت که اغلب عناصر محیطی را نادیده می گیرند را نخوریم(مانند   نقد دوستان    به   صحبت های خانم لیلی گلستان در تدایکس).

حقیقتا من دانش و قدرت تحلیل برای رد یا تایید این دیدگاه را ندارم. اما به عنوان یک فرد عامی سوالم این بوده که بر فرض که دنیا ناعادلانه است. اگر تلاش نکنم چه کنم؟ بنشینم و زانو غم در بغل بگیرم ؟ با مقصر کردن همه چیز و همه کس از خودم سلب مسئولیت کنم؟

من نفس تلاش کردن را مقدس می دانم و باور دارم میان فردی که در کناره راه نشسته و می گوید نمی شود و کسی که در میانه میدان و پس از تلاش نمی تواند، تفاوت بسیاری است. اولی همیشه در دل خود حسرتی دارد که اگر می رفتم شاید می شد. اما دومی می گوید تلاشم را کردم ولی نشد. البته دوستان می گویند تلاش احتمال موفقیت را افزایش می دهد و آن را تضمین نمی کند. اما من تاکید دارم در این جغرافیا که تنبلی شغل اول ما است، این احتمال برای افراد تلاشگر بیشتر به عدد ۱۰۰% میل می کند.

البته این یقین به معنای تشویق تلاش چشم بسته نیست. به قول محمدرضا:

“در را اگر بکوبیم دیر یا زود باز خواهد شد.اما دیوار را هر چه بکوبیم در نخواهد شد.”

منتهی من به تجربه دریافتم که اگر حرکت کنم و در مسیر راه به فکر تشخیص در و دیوار باشم بهتر است تا اینکه در کناره بنشینم و فرصت ها را در تردید میان در و دیوار هدر دهم.

جالب است که با جستجو در منابع فارسی، عربی و لاتین مصادیق این موضوع را می توان یافت و به نظر می رسد بتوان این موضوع را به عنوان یک اصل مطرح کرد. هر چند این اصل مانند دیگر اصول بشری استثنا هم دارد اما زندگی بر مبنای استثنائات عقلانی نیست.

پی نوشت: یکی از ویژگی های جالب ما این است که عموما مفاهیم پیچیده را مفید تر و جذاب تر می دانیم و شگفت آور تر این که عموما هم مشکلات ما راه حل هایی ابتدایی دارد و ما درگیر یافتن راه حل های پیچیده و بزرگ هستیم(از سیاست و فرهنگ بگیرید تا اقتصاد و صنعت. احتمالا مصداق های متعددی را بخاطر می آورید) همین است که صحبت از مفهومی ساده، تکراری و دم دستی در مورد موفقیت و تلاش را سخت می کند. اما من درگیر همین موضوعات ساده هستم و اگر بتوانم به عنوان یک عادت رفتاری در خودم نهادینه کنم کار بزرگی کردم.

3 دیدگاه برای “یک تجربه: تلاش پیش زمینه موفقیت است”

  1. سلام مجيد جان
    من آنچه مشاهده ميكنم و قبول دارم از خودم گرفته تا اطرافيان
    متاسفانه فاز تنبلي و تن پروري و تن آسايي و راحت طلبي و آماده خوري و آماده خواهي و بي جهد به همه چيز رسيدن
    در اكثريت مشاهداتم موج ميزند
    نديدم يا كمتر ديده ام فردي سخت كوشي كه حداقل كم هم غر بزند بر سر همه چيز…

    هرچند البته با نظر برخي نيز موافقم كه صدالبته محيط و شرايط موجبات موفقيت سريعتر را فراهم مي آورند
    و داريم افرادي كه بنا به هر دليل ناهنجاري به طرفةالعيني به ارتفاعات رسيده اند حال بگذريم كه اكثريت اين جمع نيز شايستگي و لياقتش را نداشته اند
    اما براي همچو مايي كه جزو هيچ دسته بالا نيستيم
    تنها چيزي كه مي ماند تلاش است و تلاش بيهده به از خفتگي
    اما
    اما امان از روزي كه فردي سخت سعي كند و تلاش و جهد ورزد اما نشود و نرسد و بد بياورد كه اوج ياس و نا اميدي خواهد شد برايش…
    توكلت علي الله و افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد
    ان شاء الله

  2. ما مأمور به وظیفه هستیم، نه مأمور به نتیجه.

    مستقل از این که این جمله رو امام گفته، من جزو اصول زندگیم قرار دادمش. این که تلاش کنیم و تلاشمون برای خود تلاش باشه نه برای نتیجه، یه دست‌آوردش اینه که می‌تونیم فارغ از گذشته و آینده در حال زندگی کنیم و تمرکز بالاتر، موفقیت بیش‌تر رو در پی داره.
    من فکر می‌کنم محرک درونی صحیح، قدرت حرکت فارغ از بازدارنده‌های بیرونی و محیطی رو به آدم می‌ده.

    رو به راه باشه زندگیت رفیق.

    1. ممنون از نظر ارزشمند ات. در زندگی اگر تلاش های ما هیچ نتیجه ای نمی ده باید اون تلاش رو متوقف کرد. اما گاهی نتیجه دادن در کوتاه مدت نمود ریالی نداره و برای ما ثمرات دیگه داره(مانند توسعه فردی، پرسنال برند و…)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *